به ماركتينگ پروفشنال خوش امديد..

بازاریابی چیست؛ گشودن زنجیر از چرخ کسب و کارها

بازاریابی چیست؛ گشودن زنجیر از چرخ کسب و کارها

بازاریابی یعنی چی؟ ایا مهمه…

 

حتما شما تا الان قصد فروش محصولی را داشته اید؛ حالا چه به فامیل یا مشتری های دیگه. از گذشته تا به امروز بزرگترین دغدغه تُجّار و تولیدکنندگان، پیدا کردن مشتری برای فروش کالاهایشان بوده و هست. مَثل معروفی هم بین بازاریها بود که می گفت: اگر طلا هم تولید کنید ولی نتوانید بفروشید، فایده ندارد؛ چون ورشکست می‌شوید.

 

بازاریابی

 

قدیمی ها درست می گفتند. اگر جنس یا کالای تولید شده روی دست صاحبش بماند، تکلیفش معلومه یا خراب و فاسد می شود یا بلای جون آدم. از همان زمان تا بحال هم موفق ترین کاسب ها کسانی بودند و هستند که بتوانند با زبان خوش و مردم داری، هوای مشتری را داشته باشند و جنس‌هاشون را به قول معروف تو بازار آب کنند (البته نه با کلک و دروغ، با صداقت و درستی).

 

به زبان ساده، همین مردم داری‌ها، زبان خوش داشتن‌ها و مشتری مداری‌ها، سنگ بنای علم بازاریابی امروز محسوب می شود.

مبانی بازاریابی

مبانی بازاریابی به شناخت آن و پی بردن به اهمیت ان ربط دارد. کارشناس های امر معتقدند: فارغ از اینکه محصول یا خدمات تولید شده، چقدر با کیفیت هستند، بدون داشتن استراتژی مناسب بازاریابی، نمی‌توانید در کسب و کارتان موفق باشید.

 

در واقع، بازاریابی کلید موفقیت کار شماست و اگر درست و بر پایه اصول صحیح پیش برود، می تواند تجارت شما را رونق چشمگیری بدهد. بازاریابی فقط رسیدن به یکسری هدف نیست، بلکه شامل شیوه های ارتباط با مشتری، زمانبندی، پیام (شعار) و دیگر عوامل تاثیرگذار روی کسب و کار است.

 

در این نوشتار ابتداء مبانی بازاریابی (علم بازاریابی و اهداف بازاریابی) را بررسی می کنیم و بعد انواع آن را به زبان ساده انرا كامل توضيح می دهیم:

بازاریابی چیست؟

امروزه تمام تولیدکنندگان و شرکتها به دنبال پیدا کردن جواب این سوال هستند که بازاریابی چیست؟ از نظر متخصص ها اگر کسی مفهوم بازاریابی را بدرستی درک کند و اصول آن را بطور صحیح بکار ببندد، کسب و کار موفقی خواهد داشت.

 

حتما شما هم بارها از خودتان پرسیدید: بازاریابی یعنی چه؟ یا بازاریابی به چه معناست؟ (اگر نپرسیده بودید، الان در حال مطالعه این مطلب نبودید). منابع مختلف تعریف های گوناگون اما مشابهی از بازاریابی ارائه کردند، که در اینجا بعضی از آنها را برای شما همراهان همیشگی مان ذکر می کنیم.

 

تعریف بازاریابی (marketing)

بازاریابی یعنی مجموعه ای از فعالیتهای صورت گرفته توسط یک شرکت، تولیدکننده یا فروشنده به منظور خرید یا فروش یک کالا یا خدمات است. این فعالیتها شامل تبلیغات، فروش و تحویل کالا و خدمات به مشتری نهایی یا سایر شرکت ها است.

 

بازاریابی اقدامات و مجموعه ای از دستورالعمل ها و فرآیندها برای تولید، ارتباط برقرار کردن، تحویل و مبادله محصولاتی است که برای مشتریان، مراجعین، همکاران و در مجموع برای جامعه ارزشمند محسوب می شوند. بازاریابی به مفهوم کارهایی است که یک شرکت انجام می دهد تا بازار هدف خود را پیدا کرده و با ایجاد ارتباطات قوی، ارزش (محصول) تولید کند تا در مقابل، ثروت کسب کند.

 

تعریف جالب دیگری هم وجود دارد: بازاریابی فرآیند فهماندن این موضوع به مشتری است که چرا باید محصول یا خدمت شما را از بین محصولات و خدمات رقبایتان انتخاب کند. البته این فرآیند در نوعی ارتباط متقاعد کننده شکل می گیرد.

 

بازاریابی شامل ایجاد مفهوم یک خدمت یا کالا، مشخص کردند مشتری و خواهان آن، شناساندن آن و فروشش از راههای مناسب است.

 

تعریف بازاریابی

اهداف بازاریابی

بطور خلاصه، اهداف بازاریابی به سه بخش اصلی تقسیم می شود:

 

جلب توجه بازار هدف یا همان مشتری به سمت خود (یعنی کسب و کارمان)
متقاعد کردند مشتری برای خرید محصول
بوجود آوردن شرایطی که مشتری خرید از شما را معقول تر (کم خطر) بداند.

 

اگر هدف‌تان فروش بیشتر محصولات یا خدمات است، بازاریابی همان کارهایی را شامل می شود که شما برای رسیدن به این هدف انجام می دهید. در واقع هر چه برای برقراری ارتباط با مشتری و متقاعد کردنِ بهترش به خرید محصول‌تان بکار بگیرید، از جمله: تبلیغات، رسانه های اجتماعی، دادن کوپن تخفیف، فروش و حتی ظاهر کالا مفهوم بازاریابی است.

 

علم بازاریابی

علم بازاریابی یا Marketing Science: حوزه و نگاهی علمی به بازاریابی است. یعنی درک نیازهای مشتری و پیدا کردند راهکارهایِ علمی برای تامین خواسته های او. طبق نظر «پُل دی کانورس»، استاد دانشگاه ایلینوز، علم بازاریابی از ترکیب علوم اقتصاد، مدیریت علمی، روانشناسی و حسابداری ریشه گرفته و عجیب نیست که تاریخ‌‌دانان یا رفتارشناسان بکارگیری بسیاری از اصول آن را در رفتار اجدادمان گزارش کرده اند.

 

البته تاریخچه مستندِ علم بازاریابی به عنوان یک علم به حدود صد سال اخیر بر می گردد. لازم بذکر است که برخی محققین، بازاریابی را علم نداسته و آن را هنر بازاریابی قلمداد می کنند. در مقابل، عده ای نیز آن را هم هنر و هم علم بازاریابی می دانند.

 

حالا که با مفهوم و تعریف بازاریابی آشنا شدیم و متوجه شدیم که بازاریابی یعنی چه (و اینکه بازاریابی به چه معناست)، لازم به نظر می رسد تا با مراحل بازاریابی و انواع آن هم آشنا شویم.

مراحل بازاریابی یا روشهای بازاریابی

مراحل بازاریابی یا روشهای بازاریابی، گام هایی هستند که هر کسب و کاری باید انجام بدهد تا مطمئن شود محصولش آماده فروش شده:

 

مرحله اول : ایده پردازی

شروع بازاریابی با ایده تولید یک خدمت یا کالا پا می گیرد. تولیدکننده قبل از عرضه محصولش به بازار باید اطمینان پیدا کند که کالای او با شکست مواجه نمی شود. باید تصمیم بگیرید که چه می خواهد بفروشد، چه گزینه و امکاناتی وجود دارد و بسته بندی محصول به چه شکلی خواهد بود.

 

مرحله دوم: تحقیق و آزمایش

دو عامل مهم درخصوص روشهای بازاریابی، تحقیق و آزمایش هستند. قبل از عرضه محصول به بازار، باید آن محصول را اصطلاحا اجرا کرد. یعنی مفهوم کالای جدید را به گروهی خاص ارائه می کنند و بازخورد آنها نسبت به کالا را می سنجند تا نگاه و نظر عموم مردم را پیش بینی و بتوانند قیمت محصول را تعیین کنند. همچنین تحقیق در مورد رقبا کمک می کند تا اندازه و شرایط بازار دست تولیدکننده بیاید.

 

مرحله سوم: تبلیغات

در واقع، شیوه تبلیغات شما به کمک مراحل بازاریابی (روشهای بازاریابی) مشخص می شود. نتایج تحقیقات مرحله قبل در ایجاد روشهای بازاریابی موثر است. شیوه های تبلیغاتی می تواند شامل مدلهای مختلفی از جمله تبلیغات مستقیم رسانه ای، روابط عمومی، برگذاری رویدادها و مشارکت پولی (Paid Partnership) باشد تا مخاطب‌های زیادی را جذب کند.

 

مرحله چهارم: فروش

چون فرآیند خرید طولانی تر است، مشخص کردن اینکه کِی و چطور محصول به فروش برود، بسیار مهم است. بعضی شرکتها کالاهایشان را در سراسر جهان می فروشند؛ برخی دیگه در سطح یک کشور و بعضی هم در یک منطقه عرضه می کنند.

 

ممکن است نحوه فروش آنلاین یا فیزیکی باشد، همچنین توجه کنید که شیوه توزیع و کانالهای فروش اکثرا بر میزان و علت خرید کالا از سمت مشتری ها تاثیر میگذارد.

 

انواع بازاریابی و تکنیک های ان (فنون و روش ها)

انواع بازاریابی یا تکنیک های بازاریابی (فنون بازاریابی) گونه های فراوانی دارد. در اینجا با حفظ اختصار برخی از مهمترین ها را نام می بریم:

 

1- بازاریابی سنتی (Traditional Marketing):

همان مدل قدیمی بازاریابی از طریق غیر آنلاین است که قبل از ظهور اینترنت، استفاده می گردید، مانند: تابلوهای تبلیغاتی، تراکتها، روزنامه ها و …

 

2- بازاریابی افراد تاثیرگذار (Influencer Marketing):

این نوع بازاریابی یعنی استفاده از اهرم نفوذ افراد تاثیرگذار (مانند بازیگران، ورزشکاران و …) که می توانند برای جمعی از مشتریانِ احتمالی اعمال نظر کرده و آنها را به خرید محصولی خاص از یک شرکت یا تولیدکننده‌ی خاص ترغیب کنند.

 

در این روش تولیدکننده بجای روبرو شدن با گروهی از مشتریان، سعی می کند تا نام تجاری و محصول خود را از زبان آن فرد مشهور و تاثیرگذار، تبلیغ کند.

 

برای یافتن اینفلونسرِ مناسب این موارد را در نظر بگیرید: تخصص آنها، تعداد دنبال کننده ها و مخاطبین شان و شرایط فعلی آنها (ملاک‌تان صرفا خوشگلی و خوش تیپی طرف نباشد). بعد از اینکه تصمیم خودتون را گرفتید از طرق زیر می توانید به فرد تاثیرگذار دسترسی پیدا کنید:

 

1. ارتباط مستقیم با آن فرد از طریق شبکه اجتماعی‌اش

2. استفاده از یک نرم افزار بازاریابی مربوط به افراد تاثیرگذار

3. مراجعه به شرکتهای واسط بین صاحبان کسب و کار و اینفلونسرها

 

3- بازریابی رابطه ای (Relationship Marketing):

در بازاریابی رابطه اي سعی می شود تا مشتری را به آن کسب و کار وفادار کرده و رابطه ای بلند مدت با او برقرار شود. در واقع، مشتری صرفا با یک محصول ارتباط برقرار نمی کند، بلکه با آن کسب و کار مرتبط شده و وفادار باقی می‌ماند (به عنوان مثال، بارها شده که خود ما مشتری یک فروشگاه شدیم و تمام خریدهایمان را از آنجا انجام می دهیم؛ درحالیکه، می توانیم بعضی کالاها را از جای دیگر و شاید هم ارزان تر تهیه کنیم، اما بخاطر رفتار و منش فروشنده، فقط مشتری آن فروشگاه هستیم و از او خرید می کنیم.

 

در اندازه های بزرگتر هم این مسئله برای کسب و کارها اتفاق می افتد -مانند اینکه بسیار از ما مشتری اسنپ یا فلان کارخانه لبنیات هستیم). در این مدل، جمع آوری نظرات مشتری ها، دادن تخفیف برای خرید های بعدی، سرویس های ویژه دادن و … مهم اند.

 

4- بازاریابی ویروسی (Viral Marketing):

همانطور که از اسم آن پیداست، در بازاریابی ويروسي یک پیام، نام تجاری یا شعار تبلیغاتی ویروس‌وار از سوی خود مشتری ها و دهان به دهان (چه فیزیکی، چه از طریق شبکه های اجتماعی) برای دیگر مشتریان احتمالی ارسال می شود و در مدت زمان کمی، به دست همه می رسد.

 

البته احتمال شکست خوردن این گونه از بازاریابی وجود دارد، چون از اول معلوم نیست که عکس العمل مشتری ها نسبت به آن پیام یا شعار تبلیغاتی چیست.

5- بازاریابی سبز ( Green Marketin):

در این مدل بازاریابی سعی می شود تا محصولات یا فرآیندهایی بکار گرفته شود که دوستدار طبیعت باشند. مثلا، می توان کاغذی تولید کرد که چوب درخت های جنگل نباشد. برای مثال از بازیافت برخی مواد ساخته شده باشد یا از چوب درخت های که بصورت صنعتی کشت شدند؛ یا در فرآینده تولید تغییراتی داده بشود که بعنوان نمونه مصرف انرژی کارخانه کاهش پیدا کند.

 

یا از بسته بندی برای کالا استفاده کنیم که قابل بازیافت است؛ یا مقداری از سود شرکت یا محصولی را برای جنگل کاری یا اقدامات محیط زیستی در نظر بگیریم. خب، براي بعض از مشتري ها مهم است محصولي را كه خريد مي‌كنند، براي توليد ان به محيط زيست اسيبي نرسيده باشد.

 

6- بازاریابی کلمات کلیدی (Keyword Marketing):

در این گونه بازاریابی از کلمات کلیدی برای بهبود نتیجه جستجو در موتورهای جستجوی اینترنتی استفاده می کنندد. در حقیقت، اینکار به نوعی همان بهره گرفتن از فناوری سئو محسوب می شود، تا هنگامی که مشتری بدنبال کالا یا خدمات خاصی در اینترنت دست به جستجو می زند، نام محصول یا خدمت شرکت مورد نظر را پیش چشم خود ببیند.

 

7- بازاریابی چریکی (Guerilla Marketing):

به بازاریابی خلاقانه که با هزینه کم و بازخورد زیاد منجر شود، بازاریابی چریکی می گویند. به عنوان مثال، یک شرکت بیمه در رومانی برای ترغیب مردم به بیمه کردن گوشی های تلفن همراه خود در مقابل دزدی، تعدادی کیف قاپ را استخدام کرد و از آنها خواست بجای دزدی، یک تراکت تبلیغاتی در این خصوص را پنهانی داخل کیف یا جیب مردم بیاندازند.

 

8- بازاریابی برونگرا (Outbound Marketing):

در این شیوه صاحب کسب و کار به وسیله تبلیغات در تلویزیون، روزنامه، اینترنت و … سعی در جلب مشتری می کند (شیوه ای که از گذشته هم وجود داشته اما امروزی تر اجراء می شود و نکته اش این که شروع کننده این فرآیند، فروشنده یا صاحب کسب و کار است (برخی آن را با نام تبلیغ یا ترویج تهاجمی هم می شناسند).

 

9- بازاریابی درون گرا (Inbound Marketing):

در این مدل، توجه مشتری به طریقی جلب شده و او بدنبال برقراری ارتباط با صاحب کسب وکار خواهد رفت. این نوع بازاریابی سه اصل دارد:

 

 

1. جلب توجه: در گام اول بازاریاب سعی در جلب توجه مشتری از طریق ارائه محتوا، اشتراک گذاری تجربیات مثبت و … می کند تا مشتری نسبت به آن کسب و کار واکنش نشان بدهد و جذب بشود.

 

2. درگیر کردن: بعد از جلب نظر، مشتری از طریق کسب اطلاعات، بخش سوالات متداول، ارسال ایمیل و … با کسب و کار درگیر می شود.

 

3. رضایت: بازاریاب در نقش یک مشاور دلسوز و با ارسال پاسخ به مشتری، موجب رضایت او از ارتباط با آن کسب و کار و احتمالا خرید کالا خواهد شد.

 

10- بازاریابی دیجیتال (Digital Marketing):

شامل تمامی راهکارهای آنلاین بازاریابی و فروش کالا در اینترنت است. در بازاریابی ديجيتال ابزار انلاین و اینترنتی وظیفه ارتباط با مشتری و جذب او را بر عهده دارند.

 

11- بازاریابی موتور جستجو (Search Engine Marketing):

در برگیرنده تمامی راهکارها برای دیده شدن کسب و کار در موتورهای جستجو است. یعنی هنگامی که مشتری در موتور جستجو دنبال کالا یا خدماتی می گردد، نام کسب و کار شما که عرضه کننده آن محصول یا خدمات خاص است را در رتبه های اول مشاهده کند. این بازاریابی دارای دو زیر شاخه است:

 

 

1. سئو یا Search Engine Optimization: یعنی شناساندن خود به موتورهای جستجو و بهبود رتبه‌یِ کسب و کار در فهرست نتایج جستجو (امروزه این مدل بسیار پُر کاربرد شده و محتوایِ مناسب نقش اصلی نقش را در آن بازی می کند).

 

2. پرداخت به ازای کلیک یا Pay-Per-Click (PPC): در این مدل، تکیه بر کلمات کلیدی و دیده شدن با تبلیغاتی است که توسط بسترهایی چون گوگل ادز Google Ads و ابزاری مانند مدیریت تبلیغات Ads Management Tools هدایت می شوند.

 

12- بازاریابی محتوا (Content Marketing):

در بازاريابي محتوا از مدلهایی است که از مفهوم بازاریاب درونگرا استفاده می کند. در این روش صاحب کسب و کار با تولید محتواهای متنی، تصویری، صوتی و غیره و قرار دادن آنها در سایت یا سایر شبکه های اجتماعی، نظر مشتری ها را به آن موضوع، کالا یا خدمات جلب می کند.

 

13- بازاریابی شبکه های مجازی (Social Media Marketing):

در این نوع از بازاریابی، شرکت‌ها با بکارگیری بسترهایی مانند فیس بوک، اینستاگرام، لینکدین یا تویتر ارتباط شخصی تری با خریدارها ایجاد کرده و محصول خود را ترویج یا تبلیغ (پرموت) می کنند. دو اصل مهم در این شیوه بازاریابی باید مد نظر باشد: ایجاد محتوای مرتبط و تداوم.

 

 

ایجاد محتوای مرتبط: هیچ کس برای خرید به رسانه های اجتماعی سر نمی زند. بلکه ایجاد محتوای معقول و جذاب و همراه کردن عکس های مرتبط، مشتری را به سمت پسندیدن، نظر دادن و به اشتراک گذاشتن و در نتیجه خرید کردن ترغیب می کند.

 

 

تداوم: همان عاملی است که موجب می شود دنبال کننده ها باز هم به شما سر بزنند. اگر گاهی اوقات مطلب منتشر کنید، در جدول زمانی مشتریان¬تان جایی نخواهید داشت. برای همین بسترهای اجتماعی سعی دارن تا تولید محتوایشان را ساده تر کرده یا حتی بصورت خودکار در بیاورند.

 

14- بازاریابی ویدئویی (Video Marketing):

بسیاری از بازاریاب‌ها معتقدند که استفاده از ویدئو تاثیر خوبی بر سودآوری شان داشته است. استفاده از این محتوا چه در یوتیوب، آپارات، رسانه های اجتماعی و حتی ایمیل ها، به شناخت نام تجاری، ایجاد ارتباط و احتمالا فروش کمک فراوانی خواهد کرد.

 

 

15- بازاریابی صوتی (Voice Marketing):

به زبان ساده نوعی سیستم هوشمند است که دستورات صوتی (گفتاری) شما را اجراء می کند. یعنی شما به جای جستجوی متنی، فرامین خود را با گفتار به دستگاه تلفن هوشمند خود منتقل می کنید تا جستجو یا اجرای یک کار صورت بگیرد.

 

اینکار برای بالا بردن ارزش نام تجاری خیلی مفید است، چرا که در چشم مشتریان، شرکتی پیش رو جلو می کنید. از ابزار معروف این روش می شود به Alexa skill و Google Home Action اشاره کرد.

 

16- بازاریابی مفهومی (Contextual Marketing):

این گونه از بازاریابی با بررسی رفتار و جستجوهای کاربر اینترنتی، تبلیغات مرتبط با علایق او را درون وب سایتها یا رسانه های اجتماعی، مقابل چشمش قرار می دهد؛ به عنوان نمونه اگر فردی در مورد خرید کفش جستجو کند، بعدا هنگام استفاده از اینترنت و سایر سایتها، با تبلیغاتی در مورد فروش کفش مواجه خواهد شد.

 

اصول بازاریابی و فروش

روش و اصول بازاریابی

 

درک اصول بازاریابی و فروش یا آمیخته بازاریابی (Marketing Mix) بسیار در پیشرفت روند کسب و کار مفید است: بصورت خلاصه، آمیخته بازاریابی (یا همان آمیزه بازاریابی، ترکیب عناصر بازاریابی یا Marketing Mix) ابزاری قدرتمند برای تصمیم سازی در بازاریابی است که کسب و کارها برای رسیدن به اهداف بازاریابی‌شان در بازار هدف از آنها استفاده می کنند. قدیمی ترین و معروف ترین مدل آمیخته بازاریابی شامل چهار عنصر (اصول بازاریابی و فروش 4P) است:

 

 

Product یا محصول:

به کالا یا کالاهایی که شرکت قصد عرضه به مشترهایش را دارد، محصول گفته می‌شود. محصول باید بدنبال پر کردند جای خالی یک کالا در بازار باشد، پاسخگوی نیاز های بیشتر یا با کیفیت‌تر از کالایِ موجود بوده و توانایی رقابت با محصولات رقبا را داشته باشد.

 

 

Price یا قیمت:

قیمت به مبلغی گفته می شود که شرکت کالا را در ازای آن می فروشد. شرکتها برای تعیین قیمت باید هزینه تولید کالا، هزینه بازاریابی و هزینه پخش را لحاظ کنند. همچنین، می بایست قیمت کالاهای مشابه را در بازار رصد کنند و ببینند تفاوت قیمت‌شان مشتری را به انتخاب کالای آنها در مقایسه با کالاهای رقیب، ترغیب می کند یا نه.

 

 

Place یا کانالهای فروش و توزیع:

به شیوه‌ی توزیع کالا گفته می شود. نکات مهمی که کسب و کارها باید در نظر بگیرند، شامل این موضوعات است: کالا بصورت فیزیکی در فروشگاه عرضه می شود یا بصورت مجازی یا از هر دو طریق. اگر قرار به فروش فیزیکی باشد، در کجای فروشگاه قرار می گیرد؟ اگر قرار به فروش مجازی باشد، در چه جایگاه مجازی جای می گیرد؟

 

Promotion یا ترویج:

به اطلاعاتی گفته می شود که تولیدکننده در اختیار مشتری ها قرار می دهد تا آنها را به نسبت به خرید کالا ترغیب کند. ترویج شامل تمامی روشهای تبلیغی، آموزشی، فروش، روابط عمومی، برگزاری رویداد و نمایشگاه و … می شود.

 

People یا آدمها:

منظور از آدم‌ها صرفا خریدارها و مشتری های بالقوه نیستند. بلکه شامل تمام افرادی است که شرکت با آنها کار می کند (کارکنان، فروشندگان، تیم خدمات مشتری، و هر کسی که در فرآیند بازاریابی و فروش حضور دارد). در حقیقت، هر چقدر که برای کارکنان مجموعه ارزش قائل شوید، برای مشتری ها ارزش قائل شُدید.

 

Process یا فرآیند:

شامل مراحلی می شود که کالای تولید شده طی می کند تا به دست خریدار برسد. این مراحل را باید با دقت تعیین و به مرورِ زمان باز تعریف کرد تا کاملا ساده و روان اتفاق بیفتند. همچنین باید دنبال راهکارهای بود که این فرآینده روان‌تر از قبل شود (در یک کلام نباید مشتری را درگیر فرآیندها و موانع خرید کرد).

 

Physical Evidence یا شواهد فیزیکی:

منظور، ظاهر فیزیکی کسب و کار است، از جمله: شکل محصول، نوع بسته بندی، محل قرارگیری کسب و کار، تمیزی و پوشش کارکنان، ظاهر سایت، نوع بروشور و تبلیغات، کارت ویزیت و تمام عوامل ظاهری دیگر که موجب جلب یا دفع مشتری شود.

 

 

نتيجه گيري

در این نوشتار بطور خلاصه تعریف بازاریابی و مفهوم آن براساس علم بازاریابی نوین را ذکر کردیم. متوجه شدیم که بازاریابی چیست و انواع روش آن را شناختیم.

 

برخی اصول بازاریابی و فروش و فنون بازاریابی در حد امکان بیان گردید. اما همانطور که از زبان بازاریان قدیمی گفته شد، همه این اصول بر پایه درستی، مردم داری، مشتری مداری و برخورد خوب با خریدار قرار دارد.

5/5 - (3 امتیاز)

اين مطلب را به اشتراك بگذاريد تا ديگران نيز استفاده كنند.

2 نظر

  • فكر ميكنم درسته ديگه بدون بازاريابي نميشه محصولي را فروخت. اما بازاريابي دروغ گفتن نيست. بلكه اعتماد سازي است. با در نظر گرفتن رضايت مشتريان تا انها را براي هميشه مشتري نگه داشت.

ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.